سه‌شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.

اجلاس پاریس برعلیه داعش؛ «اول من گفتم نه!»


اجلاس بزرگ پاریس برای ائتلاف جهانی بر علیه ‫#‏داعش‬ امروز دوشنبه با حضور نمایندگان حدود سی کشور دنیا برگزار شد. فؤاد معصوم رئیس جمهور عراق در سخنانش با گلایه‌ از ایران گفت انتظار داشتیم همسایه ما که یکهزار کیلومتر مرز مشترک با او داریم، در این ائتلاف سهیم می‌بود. علاوه بر آمریکا، گفته می‌شود برخی از کشورهای عربی هم با حضور ایران مخالف بوده‌اند. اما امروز آیت‌الله خامنه‌ای هنگام ترک بیمارستان، خود را مسئول این غیبت اعلام کرد و گفت که این حکومت ایران بوده که «نه اول» را او به این ائتلاف گفته و با آن مخالفت کرده است! خامنه‌ای با لحنی نیشدار گفته باعث افتخار ماست که در یک «کار غلط دسته‌جمعی» شرکت نکنیم. این سخن یعنی رهبر ایران، نبرد جهانی با داعش را یک کار غلط و جهت‌دار می‌داند. خامنه‌ای که در مدت درمانش، دهها چهره سرشناس را به عیادت خود فراخوانده بود، بدون آنکه از عیادت‌کنندگان تشکر بکند، از «بیشترین تفریح» خود روی تخت بیمارستان اینگونه نام برد که مطالعه خبرهای مربوط به تحرکات آمریکا بر علیه داعش بهترین تفریحم روی تخت بوده است! این سخن ممکن است گوشه‌ای از رضایت پنهان رهبر حکومت ایران از داعش و یا دست‌کم رضایت رهبر از «آمریکا‌ستیزی داعش» را فاش کند. نکته مهمی که حتما در اذهان جهانیان باقی می‌ماند و بر انزوای سیاسی ایران خواهد افزود.
غیبت ایران در ائتلاف جهانی برای حذف داعش، بخصوص با اصراری که رهبر در گفتن «نهِ اول به ائتلاف» دارد، هم باعث منزوی‌تر شدن ایران از صحنه منطقه‌ای و جهانی می‌شود. نکته اینجاست که تمام تقصیر غیبت و تبعات بعدی آن، به حساب شخص سید‌علی‌خامنه‌ای لحاظ شده است.
از طرفی؛ لشگریان داعش اینک علاوه بر «سوریه منزوی»، یک کشور منزوی دیگر را هم برای روز مبادای خود یافته‌اند و ای بسا به تصرف بخشهایی از آن و پناه‌گرفتن در خاک ایران هم فکر کرده باشند.
به عبارت دیگر؛ قهر خامنه‌ای با ائتلاف جهانی بر ضد داعش، هم انزوای بیشتر را برای ایران به دنبال خواهد داشت. هم احتمال دارد «داعش زخمی‌شده»، برای گریز از بن‌بست پیش‌رو، به سوی کشور منزوی و تنهای ایران یورش بیاورد. در هر دو حالت، ایران یا درگیر انزوایی شدیدتر می‌شود و یا درگیر یک یورش یا «جنگ ناگهانی» خواهد شد که محصول تصمیمات و سخنان حساب‌نشده رهبر و مسئولان است.
امیدوارم چنان نشود وگرنه ایران باز هم چوب بی‌سیاستی، خودکامگی و تفریحات بیمارستانی(!) «رهبر با ‌بصیرت و فرظانه!» را خواهد خورد.
[فیس‌بوک همگانی بابک داد]


پی‌نوشت: به گزارش دویچه‌وله، درکنفرانس پاریس نمایندگان ۳۰ کشور شرکت دارند. در کنار وزرای خارجه آمریکا و بریتانیا، نمایندگان عربستان سعودی، مصر، قطر و امارات متحده عربی، اردن، کویت، لبنان و ترکیه، هم‌چنین روسیه و چین از جمله کشورهایی هستند که در یافتن راه حلی برای تهدید دولت اسلامی نقشی مهم بازی می‌کنند. ایران و سوریه، دو کشور مهم منطقه که در تشدید یا کاهش بحران نقشی تعیین کننده ایفا می‌کنند غایب‌اند.
با وجود آنکه دولت فرانسه در دعوت از ایران اصرار داشت، اما این پافشاری در مقابل نیروهای مخالف و در راس‌آن‌ها کشورهای عرب منطقه به جایی نرسید و مواضع اعلام شده در این کنفرانس با واکنش تهران روبرو شد.
آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در این زمینه گفته است که آمریکا از ایران برای مذاکره درباره داعش دعوت کرده، اما او مخالفت کرده است زیرا "آن‌ها دست‌های آلوده‌ای دارند".
علی خامنه‌ای گفته است که در بیمارستان تفریح‌اش «شنیدن صحبت‌های مقامات آمریکایی در زمینه مبارزه با داعش» بوده است. وی سخنان مقامات آمریکایی در رابطه با داعش را "پوچ، توخالی و جهت‌دار" خوانده است.

جمعه ۱۴ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.

تفکیک جنسیتی را از «مجلس» شروع کنید!


در مجلس چهارم (۲۰سال قبل) که اکثریت در اختیار راستگراها (اصولگرایان امروز) بود، از تهران هم یک خانم سی‌و‌چند ساله به مجلس راه یافته بود. این خانم جوان در مقابل زنان دیگر مجلس، لااقل موی صورت نداشت و یک «زن» به نظر می‌رسید. اما آنچه چشم برخی آقایان نماینده را متوجه این خانم می‌کرد، این نکته بود که او هنوز «مجرد» بود.(و از خانواده مشهوری هم بود.) چندین بار از خبرنگاران همکار شنیدم که این خانم از برخی رفتارهای زشت و شبه‌تعرض از طرف برخی نمایندگان آزره شده و به رئیس مجلس (آقای ناطق‌نوری) هم شکوه کرده است. او حتی در جلسات کمیسیون هم بر سر صندلی و فاصله‌گرفتن از برخی آقایان (روحانی یا غیرروحانی) جروبحث کرده بود. آنطور که از یکی از دوستان نماینده شنیدم، این سوءاستفاده‌ها و آزارها باعث شد این خانم پزشک، تن به ازدواجی ناگهانی بدهد! البته مشکلات اینچنینی، پایان نگرفت.
کمیسیون‌های مجلس اغلب بدون حضور خبرنگاران و تا حوالی غروب برگزار می‌شوند. فاصله نمایندگان مرد و زن در کمیسیونها، از فاصله دانشجویان دختر و پسر به مراتب کمتر است. و شیطنت آخوندی برخی نمایندگان هم شگفتی‌انگیز است!
حالا بحث است که «تفکیک جنسیتی هدیه نظام به مردم است!» و هر کسی دارد از «محاسن» این طرح سخنی می‌گوید و حتی حدیث تولید می‌کنند! پرسش و خواسته منطقی این است که این کار اول از «خانه ملت!» آغاز شود.

در عکس بالا که خبرگزاری مهر از صحن علنی مجلس مخابره کرده، آقای ابوطالب نماینده تهران در حال عکاسی یواشکی(!) از یک خانم نماینده است و گپ صمیمانه‌ای هم در کنارشان بین دو نماینده زن و مرد در جریان است!
آیا چنین صحنه‌هایی را در شهرداری و یا دانشگاهها دیده‌اید؟ خب نمایندگان عزیز چرا باید از این «هدیه الهی!» و تفکیک جنسیتی محروم بمانند و آن را از تفکیک در شهرداریها شروع کنند؟! کار به این خوبی(!) چرا نباید قبل از همه، بین زنان و مردان در مجلس انجام شود و بین آنها «پرده عفاف» کشیده شود؟ آیا ساعتها بحث و حضور پر‌ ازدحام نمایندگان «نامحرم!» آن هم در اتاق کمیسیون‌ها، ستون‌های اسلام و دین را نمی‌لرزاند؟! اگر تفکیک جنسیتی در شهرداری و دانشگاهها «مستحب» باشد، من شهادت می‌دهم برای مجلس امری «واجب» است. زیرا خطرات بیشتری در راهروهای پارلمان و اتاق کمیسیونها و حتی مطابق عکس فوق، در خود صحن مجلس وجود دارد که ممکن است نظام ناب اسلامی را به مخاطره بیاندازد. پس این تفکیک را از مجلس شورای اسلامی آغاز کنید و برای رفتن به بهشت، یک بار هم خود نمایندگان پیشقدم شوند.
اما اگر دیدید تفکیک و جداسازی این نمایندگان زن و مرد در یک مجلس ۳۹۰ نفره «ممکن و شدنی» نیست (که نیست)، پس لطفا” این بحث ابلهانه را خاتمه دهید و برای «غیرت دینی» آقای قالیباف یک فکر عاجلی بکنید. و از این بیشتر، مردم و کارکنان شهرداری‌ها و دانشجویان و دیگران را با «متر و معیار شهوت‌هایتان» قضاوت نکنید!
[فیسبوک بابک داد] اینجاست.

سه‌شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.

فتواهای خام «مراجع درباری»!


دو روز قبل انگشتان یک سارق خرده‌پا را در ملاء‌عام قطع کردند، اما جهرمی و بروجردی و رحیمی و هزاران سارق میلیاردی، با پرداخت «خمس و زکات» پولهایی که از بیت‌المال دزدیدند، زیر سایه «روحانیت حکومتی» به سلامت زندگی می‌کنند. اینجا پاسخ این سئوال آشکار می‌شود که چرا «آخوند درباری» و «آخوند حکومتی» همیشه مورد طعن و لعن مردم ما بوده و هست؟
آقای مکارم شیرازی از پرسرعت‌ترین تکنولوژی‌های روز دنیا استفاده می‌کند، اما حکم بر حُرمت اینترنت پرسرعت می‌دهد! جناب مکارم یک سایت عظیم اینترنتی دارد که برای دیدن و شنیدن خطابه‌هایش، اتفاقا باید همان اینترنت پرسرعتی را داشته باشند که فتوا داده «حرام» است. لااقل مقلدان مکارم، بعد از این برطبق فتوای مرجع‌تقلیدشان از دیدن آثار صوتی و تصویری ایشان بر روی سایت‌ باید حذر کنند! چون فیلم و صدا را بدون استفاده از اینترنت پرسرعتی که حرامش کرده، نمی‌توان دید و شنید! بازنده اول این «فتوای خام» خود حضرت مکارم است!
کاش آقای مکارم می‌دانست با همین میکروفون و تلفنی هم که در دست دارد، می‌توان مثل اینترنت پرسرعت کارهای مختلفی کرد. آن تلویزیونی که ایشان برای خطابه‌گویی در ماه رمضان هم استفاده می‌کند، همچنین یک «آلت‌حرام بالقوه» است! باید فتوا بر حرمت همه اینها می‌داد و شجاعت می‌داشت تا برای تحریم همه ابزار و تکنولوژی‌های روز دنیا، فتوای حرمت صادر کند و خود هم بدان عمل کند. ای کاش به‌جای اینترنت پرسرعت، خرید اتومبیل لوکس پرسرعت را برای فرزند خود هم حرام می‌کرد. تا فاصله فقیر و غنی آنقدر نشود که انگشتان یک دزد خرده‌پا را قطع کنند و دزدان حکومتی از هر مجازاتی مصون بمانند. می‌دانم؛ خواسته‌های بی‌ربطی از مراجع حکومتی است. اما گفتم تا بگویند به رغم داشتن دهها شبکه صداوسیما و هفتصد تریبون نمازجمعه و صدها سایت و خبرگزاری و... چه چیزی بر اعتقاد و دین و ایمان مردم سال ۱۳۵۷ افزوده‌اند؟ نتیجه ۳۵ سال تفتیش عقاید و کشتن اندیشه‌ها برای این حاکمیت چه بوده به جز یک «ریزش بزرگ مردمی» و یک «هیچ بزرگتر»؟!
[بابک داد]
فیس‌بوک همگانی

یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.

ریختن آب‌یخ یا کمک مالی؟ کدامیک مفیدتر است؟

کمپین سطل‌آب‌یخ (با تمام ارزشی که برای پیشگیری و درمان بیماری ALS دارد)، یک حرکت متناسب با اقلیم خشک و جغرافیای ایرانِ قحطی‌‌زده‌ی ما نیست.
هنرمندان و ورزشکارانِ دوست‌داشتنی ایرانی، بهتر از من می‌دانند که ذخیره آب سد لار و لتیان تهران رو به اتمام است و در بزرگترین منبع تصفیه آب زاینده‌رود هم، همین جمعه یک کامیون گازوییل سقوط کرده و آب بخش بزرگی از اصفهان قطع شده است. در بسیاری از شهرستانها از خرمشهر و چابهار تا شمال کشور، آب لوله‌کشی «قابل آشامیدن» نیست. در روستاهای بی‌شماری هم آب، به وسیله تانکر و در وضعیتی رقت‌انگیز توزیع می‌شود.
ریختن یک سطل آب شُرب، آن هم «آب و یخ» چه آگاهی و اطلاعی درباره بیماری ALS به مردم دیار مصیبت‌زده ما می‌دهد؟! این کمپین در این سوی غربی جهان که حتی تابستان‌هایش هم پرآب و پر باران است، یک توجیه و تأثیری دارد. اما در ایرانی که در پایتخت‌اش هم به زودی آب را جیره‌بندی خواهند کرد، ریختن «سطل‌آب‌یخ» چیست به‌جز یک حرکت لوس، بی‌اثر و بدون نتیجه؟!
سلبریتی‌های ایرانی می‌توانند مبلغی را که در این چالش تعیین شده (ظاهرا پرداخت صد دلار بجای ریختن آب و یخ تعیین شده است) به موسسه خیریه مبارزه با بیماری ALS و یا مؤسسات مشابهی مانند «محک» و... واریز کنند. و جلوی دوربین‌ها هم اعلام کنند که برای مقابله با خشکسالی و همدردی با مردم نقاط کم‌آب کشورمان، «با پرداخت پول» به آن حرکت انسانی می‌پیوندند. آیا این روش، مناسب‌تر و پرفایده‌تر از ریختن آب روی سرمان نیست؟
با احترام به همه خیرخواهانی که تاکنون با دلسوزی برای بیماران ALS، سطل آب‌یخ را روی خود خالی کرده‌اند، از همگان اندکی «تأمل و درنگ» در این‌باره طلب می‌کنم. کشورمان، تشنگان بسیاری دارد. یاحق.
بابک داد
پی‌نوشت: در خبری تأسف‌آور اعلام شد: کوری گرفین، جوان آمریکایی مبتکر «چالش سطل آب یخ» (Ice Bucket)، کمپینی برای حمایت از بیماران ALS، روز جمعه در آبهای منطقه سترایت وارت جزیره «نانتوکیت» در ایالت ماساچوست آمریکا غرق شد.
این روزها افراد مشهور و معروف بسیاری در زمینه های گوناگون، در فعالیت بشر دوستانه جدیدی با عنوان «چالش سطل آب یخ» برای حمایت از افرادی که دچار بیماری موسوم به ALS هستند شرکت می کنند.
در این کمپین، افراد دعوت شده لازم است ظرف ۲۴ ساعت یک سطل آب یخ را بر روی سر خود خالی کنند یا اینکه به جای آن مبلغی پول – معمولاً ۱۰۰ دلار برای مبارزه با بیماری موسوم به ALS اهدا کنند.
روزنامه بوستون گلوب در گزارشی اعلام کرد که کوری گرفین ۲۷ ساله پس از پریدن از ساختمان به آبهای ویژه غواصی در منطقه سترایت وارت، جان خود را از دست داد.
این روزنامه افزود که بسیاری از جوانان در مکانی که گرفین از آن برای آخرین بار به سمت آب پرید ، تجمع کردند. او پیش از مرگ توانست از طریق ابتکار «چالش سطل آب یخ» ۱۰۰ هزار دلار برای مبارزه با بیماری ALS جمع آوری کند.
فیس‌بوک بابک داد اینجاست.

جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۳ ه‍.ش.

حماس «جرقه جنگ» را زده بود!

اعتراف حماس
یک فرمانده نظامی حماس اعتراف کرده که شاخه نظامی عزالدین‌قسام دو ماه قبل، سه نوجوان اسرائیلی را ربوده اند! بعد از آن رخداد، تنش بین اسرائیل و حماس بالا گرفت. بیش از یک‌هزار فلسطینی بازداشت شدند و یک نوجوان بیگناه فلسطینی هم به‌دست افراطیون یهودی ربوده و سوزانده شد. سپس راکت‌اندازی حماس و حملات موشکی و هوایی اسرائیل صدها قربانی گرفت و هنوز هم آتش این جنگ خونین شعله‌ور است. اکنون آغازگر این تنش خونبار، لب به اعترافی بزرگ گشوده است.
به گزارش رویترز از ترکیه؛ «صالح العاروری» از فرماندهان حماس این سخن را خطاب به هیأتی موسوم به «اتحادیه بین‌المللی علمای اسلام» در استانبول ترکیه به زبان آورده و ربایش آن سه نوجوان اسرائیلی را انتقام از اسرائیل ذکر کرده است.
فاصله بین حماس با مردم بیگناه غزه را نباید فراموش کرد. دفاع از مردم مظلوم غزه، یک وظیفه انسانی است؛ اما هرگز نباید از «فاصله‌گذاری بین مردم غزه و حماس» غفلت کنیم.
اعتراف فرمانده عالیرتبه حماس مبنی بر ربایش و قتل سه نوجوان اسرائیلی، که جرقه این جنگ را روشن کرد؛ آغازی بر تحلیل این نکته است که حماس از این آتش افروزی خونبار در دوماه قبل چه انگیزه‌ای داشته است؟ و آیا آن انگیزه، به ریخته‌شدن خون صدها شهروند بیگناه غزه «ارجحیت» داشته؟! من بعید می‌دانم.
[بابک داد]