سه‌شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.

فتواهای خام «مراجع درباری»!


دو روز قبل انگشتان یک سارق خرده‌پا را در ملاء‌عام قطع کردند، اما جهرمی و بروجردی و رحیمی و هزاران سارق میلیاردی، با پرداخت «خمس و زکات» پولهایی که از بیت‌المال دزدیدند، زیر سایه «روحانیت حکومتی» به سلامت زندگی می‌کنند. اینجا پاسخ این سئوال آشکار می‌شود که چرا «آخوند درباری» و «آخوند حکومتی» همیشه مورد طعن و لعن مردم ما بوده و هست؟
آقای مکارم شیرازی از پرسرعت‌ترین تکنولوژی‌های روز دنیا استفاده می‌کند، اما حکم بر حُرمت اینترنت پرسرعت می‌دهد! جناب مکارم یک سایت عظیم اینترنتی دارد که برای دیدن و شنیدن خطابه‌هایش، اتفاقا باید همان اینترنت پرسرعتی را داشته باشند که فتوا داده «حرام» است. لااقل مقلدان مکارم، بعد از این برطبق فتوای مرجع‌تقلیدشان از دیدن آثار صوتی و تصویری ایشان بر روی سایت‌ باید حذر کنند! چون فیلم و صدا را بدون استفاده از اینترنت پرسرعتی که حرامش کرده، نمی‌توان دید و شنید! بازنده اول این «فتوای خام» خود حضرت مکارم است!
کاش آقای مکارم می‌دانست با همین میکروفون و تلفنی هم که در دست دارد، می‌توان مثل اینترنت پرسرعت کارهای مختلفی کرد. آن تلویزیونی که ایشان برای خطابه‌گویی در ماه رمضان هم استفاده می‌کند، همچنین یک «آلت‌حرام بالقوه» است! باید فتوا بر حرمت همه اینها می‌داد و شجاعت می‌داشت تا برای تحریم همه ابزار و تکنولوژی‌های روز دنیا، فتوای حرمت صادر کند و خود هم بدان عمل کند. ای کاش به‌جای اینترنت پرسرعت، خرید اتومبیل لوکس پرسرعت را برای فرزند خود هم حرام می‌کرد. تا فاصله فقیر و غنی آنقدر نشود که انگشتان یک دزد خرده‌پا را قطع کنند و دزدان حکومتی از هر مجازاتی مصون بمانند. می‌دانم؛ خواسته‌های بی‌ربطی از مراجع حکومتی است. اما گفتم تا بگویند به رغم داشتن دهها شبکه صداوسیما و هفتصد تریبون نمازجمعه و صدها سایت و خبرگزاری و... چه چیزی بر اعتقاد و دین و ایمان مردم سال ۱۳۵۷ افزوده‌اند؟ نتیجه ۳۵ سال تفتیش عقاید و کشتن اندیشه‌ها برای این حاکمیت چه بوده به جز یک «ریزش بزرگ مردمی» و یک «هیچ بزرگتر»؟!
[بابک داد]
فیس‌بوک همگانی

یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.

ریختن آب‌یخ یا کمک مالی؟ کدامیک مفیدتر است؟

کمپین سطل‌آب‌یخ (با تمام ارزشی که برای پیشگیری و درمان بیماری ALS دارد)، یک حرکت متناسب با اقلیم خشک و جغرافیای ایرانِ قحطی‌‌زده‌ی ما نیست.
هنرمندان و ورزشکارانِ دوست‌داشتنی ایرانی، بهتر از من می‌دانند که ذخیره آب سد لار و لتیان تهران رو به اتمام است و در بزرگترین منبع تصفیه آب زاینده‌رود هم، همین جمعه یک کامیون گازوییل سقوط کرده و آب بخش بزرگی از اصفهان قطع شده است. در بسیاری از شهرستانها از خرمشهر و چابهار تا شمال کشور، آب لوله‌کشی «قابل آشامیدن» نیست. در روستاهای بی‌شماری هم آب، به وسیله تانکر و در وضعیتی رقت‌انگیز توزیع می‌شود.
ریختن یک سطل آب شُرب، آن هم «آب و یخ» چه آگاهی و اطلاعی درباره بیماری ALS به مردم دیار مصیبت‌زده ما می‌دهد؟! این کمپین در این سوی غربی جهان که حتی تابستان‌هایش هم پرآب و پر باران است، یک توجیه و تأثیری دارد. اما در ایرانی که در پایتخت‌اش هم به زودی آب را جیره‌بندی خواهند کرد، ریختن «سطل‌آب‌یخ» چیست به‌جز یک حرکت لوس، بی‌اثر و بدون نتیجه؟!
سلبریتی‌های ایرانی می‌توانند مبلغی را که در این چالش تعیین شده (ظاهرا پرداخت صد دلار بجای ریختن آب و یخ تعیین شده است) به موسسه خیریه مبارزه با بیماری ALS و یا مؤسسات مشابهی مانند «محک» و... واریز کنند. و جلوی دوربین‌ها هم اعلام کنند که برای مقابله با خشکسالی و همدردی با مردم نقاط کم‌آب کشورمان، «با پرداخت پول» به آن حرکت انسانی می‌پیوندند. آیا این روش، مناسب‌تر و پرفایده‌تر از ریختن آب روی سرمان نیست؟
با احترام به همه خیرخواهانی که تاکنون با دلسوزی برای بیماران ALS، سطل آب‌یخ را روی خود خالی کرده‌اند، از همگان اندکی «تأمل و درنگ» در این‌باره طلب می‌کنم. کشورمان، تشنگان بسیاری دارد. یاحق.
بابک داد
پی‌نوشت: در خبری تأسف‌آور اعلام شد: کوری گرفین، جوان آمریکایی مبتکر «چالش سطل آب یخ» (Ice Bucket)، کمپینی برای حمایت از بیماران ALS، روز جمعه در آبهای منطقه سترایت وارت جزیره «نانتوکیت» در ایالت ماساچوست آمریکا غرق شد.
این روزها افراد مشهور و معروف بسیاری در زمینه های گوناگون، در فعالیت بشر دوستانه جدیدی با عنوان «چالش سطل آب یخ» برای حمایت از افرادی که دچار بیماری موسوم به ALS هستند شرکت می کنند.
در این کمپین، افراد دعوت شده لازم است ظرف ۲۴ ساعت یک سطل آب یخ را بر روی سر خود خالی کنند یا اینکه به جای آن مبلغی پول – معمولاً ۱۰۰ دلار برای مبارزه با بیماری موسوم به ALS اهدا کنند.
روزنامه بوستون گلوب در گزارشی اعلام کرد که کوری گرفین ۲۷ ساله پس از پریدن از ساختمان به آبهای ویژه غواصی در منطقه سترایت وارت، جان خود را از دست داد.
این روزنامه افزود که بسیاری از جوانان در مکانی که گرفین از آن برای آخرین بار به سمت آب پرید ، تجمع کردند. او پیش از مرگ توانست از طریق ابتکار «چالش سطل آب یخ» ۱۰۰ هزار دلار برای مبارزه با بیماری ALS جمع آوری کند.
فیس‌بوک بابک داد اینجاست.

جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۳ ه‍.ش.

حماس «جرقه جنگ» را زده بود!

اعتراف حماس
یک فرمانده نظامی حماس اعتراف کرده که شاخه نظامی عزالدین‌قسام دو ماه قبل، سه نوجوان اسرائیلی را ربوده اند! بعد از آن رخداد، تنش بین اسرائیل و حماس بالا گرفت. بیش از یک‌هزار فلسطینی بازداشت شدند و یک نوجوان بیگناه فلسطینی هم به‌دست افراطیون یهودی ربوده و سوزانده شد. سپس راکت‌اندازی حماس و حملات موشکی و هوایی اسرائیل صدها قربانی گرفت و هنوز هم آتش این جنگ خونین شعله‌ور است. اکنون آغازگر این تنش خونبار، لب به اعترافی بزرگ گشوده است.
به گزارش رویترز از ترکیه؛ «صالح العاروری» از فرماندهان حماس این سخن را خطاب به هیأتی موسوم به «اتحادیه بین‌المللی علمای اسلام» در استانبول ترکیه به زبان آورده و ربایش آن سه نوجوان اسرائیلی را انتقام از اسرائیل ذکر کرده است.
فاصله بین حماس با مردم بیگناه غزه را نباید فراموش کرد. دفاع از مردم مظلوم غزه، یک وظیفه انسانی است؛ اما هرگز نباید از «فاصله‌گذاری بین مردم غزه و حماس» غفلت کنیم.
اعتراف فرمانده عالیرتبه حماس مبنی بر ربایش و قتل سه نوجوان اسرائیلی، که جرقه این جنگ را روشن کرد؛ آغازی بر تحلیل این نکته است که حماس از این آتش افروزی خونبار در دوماه قبل چه انگیزه‌ای داشته است؟ و آیا آن انگیزه، به ریخته‌شدن خون صدها شهروند بیگناه غزه «ارجحیت» داشته؟! من بعید می‌دانم.
[بابک داد]

چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۳ ه‍.ش.

الگوبرداری داعش از هالیوود!


آنها که اهل فیلم و سینما هستند، از شباهت فوق‌العاده فصل پایانی فیلم «هفت» شاهکار دیوید فینچر با فیلمی که امروز از سر بریدن یک خبرنگار آمریکایی توسط داعش منتشر شده، حیرت خواهند کرد. «لباس نارنجی» این خبرنگار اسیر و «سرِ تراشیده‌اش» و آن صحرای داغ و برهوت، کاملا شبیه به لباس و گریم «کوین اسپیسی» بازیگر فیلم «هفت» است‌. فیلمی که خشونت هولناک و صحنه‌های دلخراش آن، هرگز از یاد بینندگانش نرفته است. این‌همه تشابه تصویری آن هم در فیلمی که داعش به عنوان یک «پیام برای آمریکایی‌ها» ساخته و منتشر کرده، امری اتفاقی و تصادفی نیست.
دستگاه تبلیغاتی داعش، با زیرکی تمام از عناصری بصری و سینمایی استفاده کرده که خشونت این قتل دلخراش را مانند فیلم هفت، برای سالها در اذهان مردم آمریکا و همه بینندگان آن فیلم ماندگار و حک خواهد کرد.
داعش با شعار «النصر بالرعب» (به معنای پیروزی بوسیله هراس‌افکنی) بر سرزمین بزرگی از شمال عراق سیطره پیدا کرده و بوسیله هراس‌افکنی، پیشاپیش بر دشمنان خود غلبه می‌کند. درست شبیه به کاری که گوبلز و دستگاه تبلیغاتی هیتلر در جنگ جهانی انجام دادند و به فتوحات آسان و برق‌آسایی هم دست یافتند.
اکنون سئوال این است که با تجربه تاریخی گوبلز و هیتلر، آیا دنیای امروز باز هم مرعوب تبلیغات خشونت‌بار، هدفمند و هالیوودی «دولت اسلامی» خواهد شد؟ یا آن‌قدر صبر می‌کند تا تبلیغات شبه‌هالیوودی داعش، بر شمار فتوحات و پیروزیهای آسان این گروه خشن اضافه کند؟!
فیسبوک همگانی بابک داد اینجاست.

شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۳ ه‍.ش.

چرا آیت‌الله سیستانی مهم است؟

‎‎
بعد از انتخاب حیدر العبادی به نخست‌وزیری عراق و برکناری نوری‌المالکی، به‌نظر می‌رسد که عراق یک گام مهم به‌سوی یکپارچگی و برون‌رفت از بحران داعش برداشته است. رهبران قبایل سنی حمایت خود را از دولت آقای العبادی اعلام کرده‌اند و چشم‌براه گام‌های او برای رفع و جبران تبعیض‌های دولت پیشین علیه اهل تسنن هستند. کُردها هم چنین انتظاری دارند.
اما نقش آقای سیستانی مرجع مقبول شیعیان را در روند کنونی نباید کم‌اهمیت انگاشت. آیت‌الله العظمی سیستانی که اخیرا” در اقدامی ستودنی و معنادار، عنوان «آیت‌الله» را از کنار نام خود برداشته است، در این روزها به معنای حقیقی نقش یک مرجع دینی را ایفا کرده که دامان خویش را از سیاست بیرون نگه‌داشته و ارشادها و توصیه‌های انسانی‌اش، مورد اقبال همه گروه‌ها و کشورهای جهان قرار گرفته است. آقای سیستانی بارها از نوری مالکی خواسته بود با کناره‌گیری اژ نخست‌وزیری عراق، راه را برای تشکیل یک دولت وحدت ملی باز کند. مالکی آنقدر سماجت کرد تا عاقبت با حکم پارلمان عزل شد. اینک باز هم آقای سیستانی در حمایت از حقوق همه گروههای عراقی، به دولت حیدر ‌العبادی توصیه کرده تا با جبران و رفع تبعیض بر علیه غیرشیعیان، یک دولت برای «تمام عراق» باشد.
اگر عراق بر مشکلات کنونی فائق آید (که امیدواریم به‌زودی چنین شود) نقش تاریخ‌ساز آیت‌الله العظمی سیستانی آشکارتر خواهد شد. مردی که از مقبولیت مذهبی خویش، نه برای جاه و جلال و رسیدن به مقام سیاسی، بلکه برای نجات کشور و ایجاد همدلی و اتحاد بین همه گروه‌های عراقی استفاده کرد.
حیدر العبادی و عراقی‌ها، امروز یک فرصت تاریخی و بزرگ برای تشکیل «یک عراق جدید برای همه ملت عراق» را در اختیار دارند. آرزو کنیم که همه آنان این فرصت را قدر بدانند.
بابک داد
[نشانی فیس‌‌بوک همگانی]