جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۳ ه‍.ش.

حماس «جرقه جنگ» را زده بود!

اعتراف حماس
یک فرمانده نظامی حماس اعتراف کرده که شاخه نظامی عزالدین‌قسام دو ماه قبل، سه نوجوان اسرائیلی را ربوده اند! بعد از آن رخداد، تنش بین اسرائیل و حماس بالا گرفت. بیش از یک‌هزار فلسطینی بازداشت شدند و یک نوجوان بیگناه فلسطینی هم به‌دست افراطیون یهودی ربوده و سوزانده شد. سپس راکت‌اندازی حماس و حملات موشکی و هوایی اسرائیل صدها قربانی گرفت و هنوز هم آتش این جنگ خونین شعله‌ور است. اکنون آغازگر این تنش خونبار، لب به اعترافی بزرگ گشوده است.
به گزارش رویترز از ترکیه؛ «صالح العاروری» از فرماندهان حماس این سخن را خطاب به هیأتی موسوم به «اتحادیه بین‌المللی علمای اسلام» در استانبول ترکیه به زبان آورده و ربایش آن سه نوجوان اسرائیلی را انتقام از اسرائیل ذکر کرده است.
فاصله بین حماس با مردم بیگناه غزه را نباید فراموش کرد. دفاع از مردم مظلوم غزه، یک وظیفه انسانی است؛ اما هرگز نباید از «فاصله‌گذاری بین مردم غزه و حماس» غفلت کنیم.
اعتراف فرمانده عالیرتبه حماس مبنی بر ربایش و قتل سه نوجوان اسرائیلی، که جرقه این جنگ را روشن کرد؛ آغازی بر تحلیل این نکته است که حماس از این آتش افروزی خونبار در دوماه قبل چه انگیزه‌ای داشته است؟ و آیا آن انگیزه، به ریخته‌شدن خون صدها شهروند بیگناه غزه «ارجحیت» داشته؟! من بعید می‌دانم.
[بابک داد]

چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۳ ه‍.ش.

الگوبرداری داعش از هالیوود!


آنها که اهل فیلم و سینما هستند، از شباهت فوق‌العاده فصل پایانی فیلم «هفت» شاهکار دیوید فینچر با فیلمی که امروز از سر بریدن یک خبرنگار آمریکایی توسط داعش منتشر شده، حیرت خواهند کرد. «لباس نارنجی» این خبرنگار اسیر و «سرِ تراشیده‌اش» و آن صحرای داغ و برهوت، کاملا شبیه به لباس و گریم «کوین اسپیسی» بازیگر فیلم «هفت» است‌. فیلمی که خشونت هولناک و صحنه‌های دلخراش آن، هرگز از یاد بینندگانش نرفته است. این‌همه تشابه تصویری آن هم در فیلمی که داعش به عنوان یک «پیام برای آمریکایی‌ها» ساخته و منتشر کرده، امری اتفاقی و تصادفی نیست.
دستگاه تبلیغاتی داعش، با زیرکی تمام از عناصری بصری و سینمایی استفاده کرده که خشونت این قتل دلخراش را مانند فیلم هفت، برای سالها در اذهان مردم آمریکا و همه بینندگان آن فیلم ماندگار و حک خواهد کرد.
داعش با شعار «النصر بالرعب» (به معنای پیروزی بوسیله هراس‌افکنی) بر سرزمین بزرگی از شمال عراق سیطره پیدا کرده و بوسیله هراس‌افکنی، پیشاپیش بر دشمنان خود غلبه می‌کند. درست شبیه به کاری که گوبلز و دستگاه تبلیغاتی هیتلر در جنگ جهانی انجام دادند و به فتوحات آسان و برق‌آسایی هم دست یافتند.
اکنون سئوال این است که با تجربه تاریخی گوبلز و هیتلر، آیا دنیای امروز باز هم مرعوب تبلیغات خشونت‌بار، هدفمند و هالیوودی «دولت اسلامی» خواهد شد؟ یا آن‌قدر صبر می‌کند تا تبلیغات شبه‌هالیوودی داعش، بر شمار فتوحات و پیروزیهای آسان این گروه خشن اضافه کند؟!
فیسبوک همگانی بابک داد اینجاست.

شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۳ ه‍.ش.

چرا آیت‌الله سیستانی مهم است؟

‎‎
بعد از انتخاب حیدر العبادی به نخست‌وزیری عراق و برکناری نوری‌المالکی، به‌نظر می‌رسد که عراق یک گام مهم به‌سوی یکپارچگی و برون‌رفت از بحران داعش برداشته است. رهبران قبایل سنی حمایت خود را از دولت آقای العبادی اعلام کرده‌اند و چشم‌براه گام‌های او برای رفع و جبران تبعیض‌های دولت پیشین علیه اهل تسنن هستند. کُردها هم چنین انتظاری دارند.
اما نقش آقای سیستانی مرجع مقبول شیعیان را در روند کنونی نباید کم‌اهمیت انگاشت. آیت‌الله العظمی سیستانی که اخیرا” در اقدامی ستودنی و معنادار، عنوان «آیت‌الله» را از کنار نام خود برداشته است، در این روزها به معنای حقیقی نقش یک مرجع دینی را ایفا کرده که دامان خویش را از سیاست بیرون نگه‌داشته و ارشادها و توصیه‌های انسانی‌اش، مورد اقبال همه گروه‌ها و کشورهای جهان قرار گرفته است. آقای سیستانی بارها از نوری مالکی خواسته بود با کناره‌گیری اژ نخست‌وزیری عراق، راه را برای تشکیل یک دولت وحدت ملی باز کند. مالکی آنقدر سماجت کرد تا عاقبت با حکم پارلمان عزل شد. اینک باز هم آقای سیستانی در حمایت از حقوق همه گروههای عراقی، به دولت حیدر ‌العبادی توصیه کرده تا با جبران و رفع تبعیض بر علیه غیرشیعیان، یک دولت برای «تمام عراق» باشد.
اگر عراق بر مشکلات کنونی فائق آید (که امیدواریم به‌زودی چنین شود) نقش تاریخ‌ساز آیت‌الله العظمی سیستانی آشکارتر خواهد شد. مردی که از مقبولیت مذهبی خویش، نه برای جاه و جلال و رسیدن به مقام سیاسی، بلکه برای نجات کشور و ایجاد همدلی و اتحاد بین همه گروه‌های عراقی استفاده کرد.
حیدر العبادی و عراقی‌ها، امروز یک فرصت تاریخی و بزرگ برای تشکیل «یک عراق جدید برای همه ملت عراق» را در اختیار دارند. آرزو کنیم که همه آنان این فرصت را قدر بدانند.
بابک داد
[نشانی فیس‌‌بوک همگانی]

سه‌شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۳ ه‍.ش.

استهلال: «رؤیت میلیاردی ماه!» ، دُکان پر درآمد رهبر!


شرط «رؤیت هلال ماه» با چشم عادی و یا با تلسکوپ؟! در این‌باره بین مراجع دینی اختلاف‌نظر وجود دارد. اما آقای خامنه‌ای که خود را مرجع تقلید شماره یک می‌داند‌، اصرار عجیبی دارد که درباره شروع و پایان ماه رمضان، نظرات متفاوتی با مراجع دیگر اعلام کند. برای همین یک «ستاد استهلال» راه‌اندازی کرده که در اندازه‌های یک وزارتخانه بودجه و نیرو و امکانات دارد. با این‌همه ستاد استهلال غالبا” پراشتباه عمل می‌کند و امسال هم رئیس آن، از «سه روز قبل!» به مطبوعات گفته: روز سه‌شنبه عید فطر خواهد بود!
سئوال این است که اعزام ۱۵۰ گروه و تجهیزات به اقصی نقاط کشور برای دیدن هلال ماه نو، برای چیست؟ وقتی که حجت‌الاسلام مروی رئیس ستاد استهلال از شنبه می‌گوید که عید فطر سه‌شنبه خواهد بود، اینهمه کاوش در آسمان واقعی است؟ یا آنکه این ستاد عریض و طویل، پوششی برای یک فعالیت سیاه پولی دیگر است؟
اگر سرانگشتی هم حساب کنیم هزینه اعزام و استقرار و تغذیه و دستمزد ۱۵۰ گروه، سر از ارقام چند میلیارد تومانی در می‌آورد. اگر هر گروه پنج نفر باشند و فقط سه روز دستمزد بگیرند و از ارزان‌ترین وسایل نقلیه هم استفاده کنند، فقط برای دو اعزام در اول و آخر ماه رمضان به بودجه‌ای چند میلیاردی نیاز است. در صورتی که عکس‌های منتشره از استهلال نشان می‌دهد تعداد نفرات یک گروه بیش از پنج نفر است و تجهیزات و تلسکوپ‌ها و ... چندین برابر این برآورد ساده را نشان می‌دهد. و ستاد استهلال در طول سال هم کارمندان و حقوق‌بگیران پرشماری دارد. آن هم در حد یک سازمان دولتی و یا حتی یک وزارتخانه.
با پولی که هر سال صرف این ستاد می‌شود، چه کارها در زمینه علوم و نجوم می‌شد کرد، بماند. اما نکته اینجاست که وقتی این ستاد تصمیم قبلی گرفته که طبق نظر «آقا» روز سه‌شنبه را عید فطر اعلام کند، صرف این بودجه‌های هنگفت برای چیست؟
حقیقت این است که «استهلال» یک روش برای «سرقت موجه» پول مردم است. وگرنه چندین قرن است که بدون دوربین و تلسکوپ و گروههای رؤیت و ریخت و پاش‌های میلیاردی، مردم مسلمان هم روزه گرفته‌اند و هم هلال ماه نو را دیده‌اند. این سئوال هم برود کنار صدها پرسش از حکومتی که دین می‌فروشد و بهشت و جهنم را هم به دلخواه خود، بین مردم پیش‌فروش می‌کند!
[فیسبوک همگانی بابک داد]

پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۳ ه‍.ش.

مصباح یزدی باز هم «حماسه» آفرید!

معجزه حقیقت آنست که گاهی ناخواسته از زبان اهل باطل بیان می‌شود.
به گزارش خبرگزاری فارس، محمدتقی مصباح یزدی از حامیان خامنه‌ای گفته است: «کمال افراد در گذشته‌، ملاکی برای درستی آنان در امروز نیست
بنا بر سخن مصباح یزدی، جمله مشهوری که از آیت‌الله خمینی درباره «کمالات خامنه‌ای برای رهبر شدن» نقل شده بود، امروز معتبر نیست!
مصباح یزدی بنا دارد با این جمله‌اش، گذشته مخالفان و منتقدان جمهوری اسلامی از جمله میرحسب موسوی و مهدی کروبی را زیر سئوال ببرد، اما بدون آن‌که خودش بخواهد با سخنانش، شخص خامنه‌ای را زیر سئوال برده است: «همین آقای خامنه‌ای را!» که می‌گویند آیت‌الله خمینی در بیست و پنج سال قبل، احتمالا یک «کمالاتی» در او دیده و او را برای رهبری بعد از خودش به یکی دو نفر نشان داده و معرفی کرده بود. هرچند در اصل و صحت این خاطره منقول، شک و تردید جدی وجود دارد.
حالا و مطابق سخن مصباح، «کمالات! گذشته خامنه‌ای» هم دچار سائیدگی، خرابی و کهنگی شده و امروز کمالات او هم معتبر نیست. نمی‌شود که یک قاعده فقط برای عده خاصی از آدمها صدق کند و برای عده‌ای عمل نکند. هرچند این رهبر فرظانه(!) از آغاز هم «کمالی» جز خودکامگی، کینه‌توزی و بی‌بصیرتی نداشت.
این «اعجاز حقیقت» است که گاهی حرف حق، ناخواسته از زبان اهالی خیمه باطل بیان می‌شود. چنانچه مصباح یزدی، ناخواسته حرفی بر زبان آورده که یک «گل به خودی» به خیمه رهبر محسوب می‌شود. حامیان رهبر روزانه دهها «حماسه!» خلق می‌کنند و نظام را از داشتن دشمن بی‌نیاز کرده‌اند.
[فیسبوک بابک داد]